۱۴۰۴ فروردین ۲۳, شنبه

خطوط قرمزی که پی در پی فرو میریزند...

  برای علی خامنه ای هیچ خط قرمزی وجود ندارد جز یک چیز، و آن حفظ نظام است. البته در راستای حفظ نظام خط قرمزهای زیادی تعریف کرده که همه وابسته به همان یک "چیز!" هستند. تا دیروز هسته ای و موشکی و میدان و البته حفظ حجاب و سرکوب زنان و از همه مهمتر آمریکا و اسراییل ستیزی تعریف شده بود. امروز اما برای حفظ همان یک چیز، قرار است مرزهای خطوط قرمز خود خوانده تغییر کنند. البته با تعارف و خجالت و سیاست "کسی متوجه نشود و کسی نفهمد." نمی توانست با آمریکا دوست شود تا حامیانش از این رهبر جهان اسلام نا امید نشوند و حالا که جنگ را از رگ گردن به خود نزدیک تر می بیند، باید که به آمریکا نزدیک شود و تا حدی که این ابرقدرت راضی شود، به آن کرنش هم خواهد کرد. اما نباید در یک کادر دیده شوند تا آبرویش حفظ شود. تا اعتبار و احترام ژست دشمنی با آمریکا نزد میدان حفظ شود. اما نشد. در همین اولین روز مذاکرات این دو مذاکره کننده ارشد در یک کادر دیده شدند. حالا دیگر همه دنیا به عیان می بینند که جمهوری اسلامی که محال بود که زیر بار حرف زود برود و محال بود که به آمریکا نزدیک شود و محال بود که جنگ با استکبار را کنار بگذارد، هم زیر بار حرف زور ناشی از تجهیزات فوق پیشرفته نظامی آمریکایی می رود، هم به آن کرنش می کند، هم دست میدهند و لبخند می زنند. و به زودی خواهیم دید که چه امتیازاتی خواهند داد.  

سیاست جمهوری اسلامی مشخص است. همانطور که وزیر امور خارجه اش در روز اول ریاست بر وزارتش در خصوص ارتباط با آمریکا گفته بود که سیاست ما، مدیریت دشمنی آمریکاست. آنها مشغول همین مدیریت هستند. مدیریتی که می تواند به کرنشهای زیاد ختم شود... 

 

#برجام2 #مذاکرات_بی_سرانجام 



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر