۱۳۹۴ تیر ۱۹, جمعه

آخرین اقدام ظریف در وین...

مذاکرات در ایران به نقطه بسیار حساس و نفس گیری رسیده، به طوری که بیشتر ایرانیان در خانه و محله و جمع های خانوادگی، بحث های خود را بر روی این موضوع متمرکز کرده اند، چرا که به جرات می توان گفت که از بعد از پایان جنگ ایران و عراق ،هیچ موضوعی تا این حد بر روی زندگی ایرانیان تاثیر منفی نداشته و سفره ها را خالی نکرده است. تلویزیونها روشن و شبکه های خبری به طور مکرر شنیده می شوند و سایت های اینترنتی لحظه ای مرور می گردند. به یقین، این حساسیت و پیگیری ایرانیها فقط یک دلیل دارد، نتیجه مذاکرات به شدت و قویاً بر روی زندگی ایرانیان تاثیر خواهد گذاشت.
خیلی ها اعتقاد داشتند و به این جمع بندی رسیده بودند که با توجه به ضرب العجل کنگره آمریکا، این مذاکرات تا نیمه شب پنجشنبه شب 6 جولای به اتمام و نتیجه خواهد رسید تا با کمترین تاخیر زمانی، اجرایی گردد. اما ظاهراً چند نکته حساس و مناقشه برانگیز هنوز باقی مانده و حل نشده است. مسئله تحریم تسلیحاتی ایران و احتمالاً بحث گذشته برنامه هسته ایران و یا حتی بازدید از مراکز نظامی ایران از مسائلی هستند که بنا به بعضی شایعات، هنوز مورد مناقشه و اختلاف بین دو طرف است. بجز مسئله سوم، یعنی بازدید از مراکز نظامی، تا پیش از این از طرف مقامات ایرانی و بخصوص شخص آقای خامنه ای هیچ اظهار نظر و یا موضع گیری د راین خصوص نشده بود و می توان نتیجه گرفت که احتمالاً این موارد، یعنی اثبات گذشته صلح آمیز برنامه هسته ای ایران و همچنین تحریم تسلیحاتی ایران، جزء خطوط قرمز آقای خامنه ای نبوده و یا حداقل کم اهمیت تر از بقیه مسائل بوده است. اما در دقیقه 90 و زمانی که به نظر می رسید همه چیز به نقطه پایانی خود نزدیک می شود، هنوز این اختلافات نشان از سختی مذاکرات و بیم ها و امیدها دارد.
در وین و محل انجام مذاکرات، کسانی هستند که مایلند از روند مذاکرات بیش و پیش از دیگران اطلاع حاصل کنند. یکی از این گروه ها کشور اسراییل است که این مذاکرات به همان اندازه مردم ایران، برایش با اهمیت است و سعی در کسب اطلاعات برای این کشور دور از ذهن نخواهد بود. با کشف بعضی ویروس ها و بد افزارها و رسانه ای شدن این مطلب، به طور حتم حساسیت بخصوص طرف ایرانی به دلیل دشمنی که با اسراییل دارد بیشتر هم خواهد شد. بنابراین اینکه سطح ایمنی این مذاکرات از طرف همه گروه های درگیر و بخصوص طرف ایرانی بالاتر رفته و احتیاط ها با دقت بسیار بیشتر رعایت شوند قابل درک خواهند بود. از طرفی می دانیم که تصمیم های بسیار سختی که می بایست به لحاظ سیاسی در این ساعات و لحظه ها از طرف ایرانی اخذ گردد خارج از حدود و اختیارات تیم مذاکره کننده بوده و چون امکانات مخابراتی و ارتباطی نیز به دلیل همان مسائل ایمنی محدود خواهد بود، به نظر و اعتقاد نویسنده این مطلب به هیچ عنوان دور از ذهن نیست که آقای ظریف عن قریب و به زودی و به صورت اعلام نشده سری به تهران بزند، رازنی و مشورت با مقامات بالای نظام (بخوانید آقای خامنه ای) از ضروریاتی است که این لحظات بسیار واجب به نظر می رسد. ایشان است که باید تصمیم بگیرد که نکات خوب این تفاهم احتمالی به بد آن می چربد یا خیر.
من فکر می کنم که در این لحظات همه ما بایستی منتظر این سفر آقای ظریف به تهران باشیم. البته که خود این سفر فی نفسه نمی تواند یک پالس و سیگنال مثبت باشد و حتی این احتمال وجود دارد که خشم آقای خامنه ای بیش از پیش برانگیخته شده و ضمن تاکید بر این پیش بینی خود که بی اعتمادی او به طرفهای غربی بی دلیل نبوده و همه را به این پیش بینی عالمانه خود ارجاع دهد، آقای ظریف را نیز از برگشتن به میز مذاکره باز داشته و با چند ساعت تاخیر ،بقیه تیم نیز به تهران بازگردند. احتمالی که اگر چه وقوع آن را کمتر از 50% پیش بینی می کنم، اما به هیچ عنوان هم یک احتمال ضعیف نبوده و البته شخصاً و قلباً به همان دلیل عواقب چنین واقعه ای، امیدوارم که آقای ظریف با خبری خوب و دستی پر به میز بازگشته و همه ایرانیان جشن عید فطر را به صورت قلبی و ضمیری امیدوار به آینده برگذار کنند.

۱۳۹۴ خرداد ۱, جمعه

باز هم مذاکرات...

امروز صبح به دلیلی دیرتر به سر کار رفتم و در بین راه رادیو معارف تو ماشینم روشن بود و به صحبتهای سخنرانان مجلس شورای اسلامی گوش می دادم. اگر چه در مجلس شورای اسلامی ایران نمی توان انتظار تصمیمات بزرگ داشت ،اما به هر حال می توان از لابلای گفتگوهای آنها، از تفکر و نگاه جناح ها و گرایش ها (بخصوص نگاه حاکمیت) مطلع شد. سخنران که من متوجه نشدم چه کسی بود، دید انتقادی داشت به عملکرد دولت. در دو بخش خارجی و داخلی، در بخش خارجی نظر سخنران این بود که دولت نباید رفع همه مشکلات را به نتیجه رسیدن مذاکرات گره بزند. این مذاکرات اگر هم به نتیجه برسد قطعاً دائمی و دراز مدت نخواهد بود، چرا که قدرتهای جهانی همانطور که مقام معظم رهبری هم فرموده اند، عهد شکن و مکار بوده و دروغ می گویند و با شکست تعهدات آنها، مذاکرات نیز به شکست خواهد انجامید. (نقل به مضمون و برداشت از روی حافظه شخصی اینجانب) همچنین ایشان در بخش داخلی هم اهتمام بیشتر دولت در از بین بردن رکود و تورم و بیکاری جوانان را خواستار شدند و از دولت می خواستند که با حمایت نیروهای داخلی و نگاه ویژه به جوانان، در رفع مشکلات داخلی بدون انتظار کمک از خارجیان سعی بیشتر داشته باشد.
من کاری ندارم که ظاهر این جملات ممکن است زیبا به نظر برسد، به هر حال خواست هر کشوری از بین بردن رکود و تورم و ایجاد شغل است و خواست هر کشوری نیز اولویت دادن به مسائل و مشکلات داخلی است. این که چگونه می توان بر این مشکلات بدون کمک و حمایت و تعامل با دنیای خارج چیره شد هم موضوع بحث من نیست. مایل هستم که سخنران این سخنران را در بخش عدم اعتماد به طرفهای خارجی و قدرتهای بزرگ و عهد شکن بودن آنها را بولد کنم! مطابق پستهای گذشته اینجانب در همین وبلاگ، عرض کرده بودم که همانطور که آقای خامنه ای بارها گفته، اعتمادی به خارجی ها ندارد، ایشان نیاز به بمب اتمی را به عنوان راهبرد و استراتژی جمهوری اسلامی می داند و بقای کشور را به هر چه قدرتمند بودن نیروی نظامی گره زده است. پس برگشت به نقطه صفر هسته، از دست دادن تمام موفقیتها در بخش غنی سازی و گرفتن همه آنچه که به طور بدیهی و ابتدایی از ابتدا داشتیم (نبود تحریم ها و ارتباط با دنیای خارج) امری است بسیار غریب و عجیب و حتی غیر ممکن. اگر هم امروزه به قول آقای خامنه ای دستگاه دیپلماسی به نرمش قهرمانانه روی آورده، فقط برای کاستن از بار فشار تحریمها، دادن روحی تازه به دستگاه های مالی و بانکی و نظامی و آماده کردن مردم برای سقوط در دره ای به نام شعب ابی طالب است. پس باید مردم را از همین الان برای آن روزها آماده کرد. این که ایشان شخصاً و کارگزاران ایشان به طور دائم فریاد می زنند که به طرف خارجی نمی شود اعتماد کرد و آنها دروغ می گویند، زمینه سازی همین شکست توافقات خواهد بود. مذاکرات شکل خواهد گرفت. توافقات امضاء خواهد شد، تحریم ها در یک چارچوب زمانی و برنامه مشخص برداشته خواهد شد، بانکها و دستگاه های مالی و نظامی و امنیتی فوراً به ترمیم و بازسازی خود مشغول خواهند شد و بعد از چند روز و هفته و سال ( که خیلی بعید می دانم به سال برسد) با گرفتن بهانه از طرفهای خارجی، شکست مذاکرات و توافقات را اعلام خواهند نمود. طرفهای خارجی که تحریمها را برداشته و یا حداقل تعلیق کرده بودند احتمالا چند هفته و ماهی طول می کشد تا مجدد این تحریمها را برقرار کنند، تحریمهایی که این بار آقای خامنه ای و دولتش خود را برای مواجهه با آن آماده کرده و با برقراری پروپاگاندایی از نوع صدا و سیما، مردم را نیز آماده خواهند نمود، سناریویی که دقیقاً آقای خامنه ای پیش بینی نموده و بارها و بارها از تریبونهای مختلف از خود ایشان و یا کارگزارانش شنیده شده است. درست مثل سخنرانی قبل از دستور امروز صبح در مجلس شورای اسلامی.
با توجه به وقایع و حوادث این روزها، بخصوص بحث عراق و یمن و عربستان، در روزهای آینده بیشتر خواهم نوشت. اگر عمری باقی باشد البته. 
توضیح آخر، متن فوق دو روز پیش، یعنی چهارشنبه 30 اردیبهشت نوشته شد، اما امروز، با تاخیر دو روزه یعنی جمعه 1 خرداد آپلود شد. حق یارتان

دلیل خاموشی چند ماهه



چند ماهی است که نبودم، مشکلات و مشغله فکری و شغلی مانع بود، البته نه اینکه مشغولیات شغلی من را به جمع آوری زر و سیم سرگرم کرده باشد، که برعکس، از کار خود اخراج شده بودم! من در یک تعاونی مسکن سپاه شاغل بودم که به دلیل یک گذاشتن یک پست در شبکه وایبر و حمایت تلویحی از اسراییل، متهم به حمایت و جانبداری از دشمنان اسلام و ایران شده و ابتدا به جاسوسی! متهم شدم که بعد از اخذ استعلامات از مراجع مربوطه، رای به حذف من دادند، در ابتدای زمستان 93، و در رکود شدید حاکم بر بازار و بخصوص در بخش مسکن، نتوانستم تا کنون شغلی پیدا کنم، بیکاری و فشاری مالی مشغله ذهنی ایجاد کرده بود و مانع از حضور اتاق فکر خودم می شد. از ابتدای اردیبهشت امسال که در بخش خصوصی یک شرکت قوی ساختمانی مشغول شدم، باز سرم هوای نوشتن کرده، بی نوشتن، به سر نشود!
وبلاگ قبلی من با نام کویر ایران و به آدرس www.kaviriran.blogfa.com ابتدا فیلتر و بعد هم به کل حذف شد. این وبلاگ را چند سال بعد در یک سرویس دهنده خارجی شروع کردم. تا اینجای کار سربازان گمنام امام خامنه ای توانسته اند این وبلاگ را فقط فیلتر کنند. که به لطف فیلتر شکنهای در اختیار عموم مردم، صافی فیلتر دوستان بسیار آبکش شده و خواننده به راحتی از آن عبور می کند.
این مطالب صرفاً یک درد و دل ساده بود برای مخاطب مطالب.
پاینده ایران درود

۱۳۹۲ دی ۱۷, سه‌شنبه

تیم نظارتی جدید آقای خامنه ای بر مذاکره کنندگان هسته ای!


در خبره ها آمده بود که آقای خامنه ای ظاهراً از روند مذاکرات خرسند نیستند و برای ادامه این مذاکرات تصمیم به تقویت تیم مذاکره کنندگان گرفته اند. در خبرهای متناقض دیگر ظاهراً حتی این تصمیم تا آنجا پیش رفته که روند ادامه مذاکرات از وزارت امور خارجه و آقای ظریف ستانده و به دبیر شورای امنیت ملی، مثل دوران آقای احمدی نژاد، سپرده شود. تا به حال و تا لحظه نوشتن این مطلب، هنوز  این اخبار تایید یا رد رسمی نشده و لذا مایلم که در این مورد نظر و تحلیل خودم رو عنوان کنم.

هیچ وقت به این قطعیت نرسیده ام که آقای خامنه ای به لحاظ قلبی و اصولی تمایل به ارتباط عمیق و دائمی با کشورهای  دنیا رفع سوء تفاهم ها داشته و مایل هست که تحریم ها برداشته شده و ایران باید در جهت اعتماد سازی ، مبنی بر این که ایران قصد و نیت و برنامه ای برای ساخت سلاح هسته ای ندارد پیش برود. تمام اینها را به چند دلیل فقط یک فرض دانسته و این فرض را حتی رد شده می پندارم. دلایل من:

1- آقای خامنه ای و کشور تحت ولایت ایشان اگر واقعاً تمایل به پیشرفت و توسعه پایدار و تولید ثروت داشته باشند، سعی می کنند که در ابتدای امر ارتباط خود را با سایر کشورها بهبود بخشیده و در جهت توسعه علمی آن هم در همه زمینه ها کوشش نمایند. اما ایران در عمل توسعه فقط در زمینه هایی از تکنولوژی که کاربرد دوگانه است اهتمام داشته و قدم برداشته است. واقعاً اگر ایران در زمینه تولید تلویزیون های سه بعدی و بزرگ خانگی به خود کفایی می رسید چقدر تولید ثروت می کرد؟ اگر به توانایی صادرات لوازم خانگی می رسید، تا چه حد ارز آوری داشت؟ چقدر تولید شغل انجام می شد و گردش مالی چنین برنامه ای تا چه حد بود؟ آیا قابل مقایسه با وضعیت الان هست؟ بعضی می گویند که تولید انرژی یک مسئله استراتژیک است و ایران و هر کشور دیگر دیگری می بایست در این زمینه خود کفا باشد. فراموش نکنیم که ایران دومین تولید کننده نفت اپک و دومین دارنده ذخایر گازی است. اگر ایران رابطه خوبی با کشورهای غربی می داشت و می توانست این نفت و گاز خود را مثلاً به طور کامل به کشورهای اروپایی صادر کند، در حقیقت ایران کلید گرم کردن تمام اروپا را در اختیار می داشت. کدام یک از این دو استراتژیک تر است؟ کدام یک به ایران قدرت و اعتبار بیشتری می داد؟ انرژی هسته ای یا تولید و صادرات حداکثری نفت و گاز به اروپا و کشورهای غربی؟ آیا ایران به واقع از دنبال کردن برنامه هسته ای فقط تولید انرژی است؟

2- ایران دشمن کم ندارد. با ماجرا جویی ها و لفاظی های سران این کشور ، خیلی ها در دنیا میانه خوبی با ایران ندارند. قراردادن همه گزینه ها بر روی میز که لقلقه زبان آمریکایی ها شده ،خود گواه آن است که ایران قویاً  و هر روزه به حمله نظامی تهدید می شود. سران جمهوری اسلامی به جای کم کردن از تنش ها و آرام سازی فضای عمومی، خود به این فضای ملتهب دامن زده و هر روز بر طبل دشمنی می کوبند. در چنین محیطی، آیا بدیهی و قابل حدس نیست که ایران دنبال قدرتمند ترین سلاح های روز دنیا باشد؟ توجه داشته باشیم که ایران نه خود در زمینه تولیدات نظامی پیشرو است و نه حتی در قبال پول نقد، توانایی خرید های نظامی سنگین و با تکنولوژی روز دنیا را داراست. عقل سلیم در چنین شرایط بلبشویی چه حکم می کند؟ بمب هسته ای!!!

3- بعضی می گویند که داشتن بمب هسته ای دلیلی بر طولانی شدن عمر یک حکومت نشده و لذا از این نتیجه می گیرند پس جمهوری اسلامی هم برای تطویل عمر خود نیازی به چنین بمبی ندارد و نتیجه اینکه تولید چنین بمبی جزء برنامه های نظامی ایران نیست. برای این گفته هم کشور شوروی سابق را مثال می آورند که علی رغم در اختیار داشتن یکی از قوی ترین زراد خانه های هسته ای دنیا، باز هم از هم پاشیده شده و چنین قدرت نظامی و هسته ای دلیلی برای حفظ شوروی نبوده است. یک نکته در چنین استدلالی مغفول می ماند. شوروی نه در یک حمله نظامی و خارج از مرزهای خود، بلکه در درون خود گسسته شده و فرو پاشید. بمب هسته ای به هیچ عنوان و برای هیچ کشوری کاربرد داخلی ندارد. برای مبارزه با مشکلات داخلی و سرکوب قیام ها و اعتراظات داخلی، راه حلهای دیگری وجود دارد که آن را هم سران جمهوری اسلامی به خوبی بلد هستند و به یقین از چنین دندان هسته ای برای مبارزه با ملت خود ایران استفاده نخواهند کرد. اما این سلاح یک نقش بازدارنده بسیار قوی خواهد بود برای جلوگیری از حمله کشورهای قدرتمند. فراموش نکنیم که خطر حمله نظامی از طرف قوی ترین ارتش جهان، آمریکا تا به این لحظه هرگز به یک کشور هسته ای و دارنده بمب هسته ای حمله نکرده و حتی فکر درگیری با چنین کشوری را هم نداشته است. پس سران جمهوری اسلامی و شخص آقای خامنه ای محروم از سلاح های متعارف و به روز و محروم از در اختیار داشتن یک ارتش مسلح و قوی، چرا نباید دنبال بمب هسته ای باشند؟

این سه البته دلایل و قرینه هایی بود بر اینکه ایران نیاز به بمب هسته ای دارد. حال چه دلیلی وجود دارد که ایران عملاً در مسیر تولید چنین بمبی قرار گرفته و واقعاً در جهت ساخت سلاح هسته ای قدم بر می دارد؟ دلیل اول اینکه کشوری که از توانایی تولید حداقل های صنعتی محروم بوده، توانایی ساخت یک خودرو بی عیب و یا حتی کم عیب را نداشته، علی رغم در اختیار داشتن مساحت بسیار زیاد زمین کشاورزی، هنوز به دلیل عقب بودن در تکنولوژی کشاورزی از تامین غذای ملت خود عاجز است، کشوری که علی رغم تولید سنگین نفت، مجبور است سالیانه درصد مهمی از نیاز داخلی خود به بنزین را از خارج تامین کند، کشوری که دانشگاه های آن در دنیا در ردیف آخرین ها هستند و کشوری که رتبه اول فرار مغزها و نخبه ها را داشته و در عمل تهی از سرمایه انسانی شده است، به یکباره در یک زمینه خاص، انرژی هسته ای ، پیشرفت می کند، نباید به این توسعه و پیشرفت یک سویه و بی بدلیل و بدون داشتن نشانه و قرینه مشکوک بود؟ ما نمی توانیم یک سوزن چرخ خیاطی تولید کنیم اما قادریم مدرن ترین سانتریفیوژهای غنی سازی اورانیوم را بسازیم، عجیب نیست؟ اگر قسم خورده ایم که در این یک زمینه جزو کشورهای برتر باشیم، پس حتماً نیتی پشت آن است، نیست؟

با فرض تمام مفروضات فوق، آقای خامنه ای برای مذاکرات هسته ای آیا به واقع ارزشی قائل است؟ آیا اصولاً ایشان تمایل دارد که از غنی سازی دست بردارد و راه بازرسان را برای جستجو در هر نقطه ای از این خاک که خواستند هموار کند؟ آیا اگر خواستند از خود بیت بازدید کنند ایشان راضی خواهد شد؟ آیا درهای فردو و پارچین، تو مرکز بزرگ نظامی را  به روز بازرسان باز خواهد کرد؟ من که فکر نمی کنم. آقای خامنه ای و پشت سر ایشان سپاه پاسداران بیش از 15 سال وقت و انرژی و هزینه را به یکباره و زیر فشار این کشورهای خیلی خیلی بد کنار نخواهند گذاشت. بدلی هم اگر هست، فقط برای کاستن از فشار داخلی و آماده کردن این کشور برای تحریم های بسیار سخت تر و شعب ابیطالب ساختن کل ایران است. مردم ایران باید آمادگی هر گونه فشار و سختی را در آینده داشته باشند، چه از بیرون و ناشی از تحریم ها و چه از داخل ناشی از سرکوب های سپاه و بسیج!! پس اگر نرمش قهرمانانه ای قرار است صورت گیرد:

1- باید به نام آقای خامنه ای تمام شود. هیچ کس در این کشور نباید محبوب تر از ایشان باشد.

2- باید محدود و کنترل شده باشد. این مذاکرات نباید به سر انجام برسد. بهانه هایی مثل این که غربی ها قابل اعتماد نیستند یا آنها دروغ می گویند یا آنها به تعهدات خود عمل نکرده اند از مدت ها قبل بر سر زبان آقای خامنه ای و جناه اصول گرا بوده است. این ها همان کلماتی است که فردای به هم زدن توافق نامه ژنو از طرف سران جمهوری اسلامی بیش از پیش خواهیم شنید.

پس آیا می شود مذاکرات را به حال خود رها کرد؟ به طور قطع آقای ظریف و شخص خود آقای روحانی از عواقب تحریم ها مطلع تر از هر کس دیگری بوده و واقعاً سعی در پیش برد مذاکرات دارند. آیا باید به آنها این اجازه را داد که تا هر کجا می خواهند بروند و آشتی کنند؟ خیر! در تیم مذاکره کننده وزارت خارجه دو یا سه نفر نماینده مستقیم از طرف رهبر انتخاب شده و حاضرند. ایشان علاوه بر گزارشات رسمی که از طرف آقای ظریف می گیرد به طور لحظه ای و ثانیه ای در جریان مذاکرات قرار می گیرد. بنا به قولی یکی از این نماینده ها شخص آقای عراقچی ، معاون آقای ظریف است، و می دانیم که ایشان از همان ابتدا در تمام جلسات حضور داشته است. آیا با وجود چنین نماینده از طرف آقای خامنه ای و به قرار اطلاع افراد دیگر، نیازی به ترمیم چنین ترمیمی وجود دارد؟ می دانیم که این عوض کردن و یا تقویت تیم هسته ای برای ایران بدون هزینه نخواهد بود و سیگنالی است که غربی ها فکر کنند ایران در سیاست خود قصد تجدید نظر را خواهد داشت. این را بهتر از هر کسی شخص آقای خامنه ای می داند. پس با علم به این موضوع، باز هم قصد افزایش نمایندگان خود را خواهد داشت؟ من که دلیلی نمی بینم.

لذا با کنار هم قراردادن قطعات مختلف این پازل هسته ای، لااقل من به این قطعیت رسیده ام که در تیم مذاکره کننده هسته ای ایران هیچ تغییری  حداقل در کوتاه مدت نخواهیم داشت و تمام اینها فضا سازی جناه اصولگرا است برای پرت کردن افکار عمومی ، حال آنها چه چیز را می خواهند پنهان کنند و با این بازی ها حواس ها را به سوی دیگری منعطف می کنند، باید منتظر بود. در آینده در این مورد بیشتر خواهم نوشت.