۱۳۹۷ شهریور ۱۹, دوشنبه

چه بر سر قوه قضاییه و دادگاه های ما آمده است؟

.دادگاه انقلاب قرار بازداشت قاسم شعله سعدی و آرش کیخسروی را تایید کرد.

به گزارش ایرنا، اتهامات آرش کیخسروی و قاسم شعله سعدی دو وکیل دادگستری، "اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی" است.
کسی هست که معنی اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی را بداند و آن را برای همه حاضران معنی کند؟! این دو وکیل چطور اجتماع کردند؟ کجا اجتماع کردند؟ مگراجتماع کردن جرم است؟ آنها چطور با اجتماع کردن توانسته اند امنیت ملی کشور را به خطر بیاندازند؟ یعنی امنیت ملی ما تا این اندازه آسیب پذیر و شکننده است که دو وکیل با اجتماع می توانند آن را به خطر بیاندازند؟!
چه بر سر قوه قضاییه، دادگاه ها و قضات ما آمده است؟ آیا این قضات به آخرت نیز اعتقادی دارند؟!

ها ها ها !

وکیل آقای شجریان گفته که به رای دادگاه اعتراض خواهد کرد، وی گفت: "قاضی جدید از فضای موسیقی و امور مربوط به هنر اطلاعات اندکی داشت. ایشان بر این عقیده بود که «آقای شجریان یک "ها ها هایی" کرده، چرا ما صدا و سیما را تعقیب کنیم؟ آنها سوء نیت نداشتند» و نهایتا توسط ایشان رای به عدم سوء نیت و برائت صدا و سیما داده شد."
ها ها ها! این است درک و فهم یک قاضی از هنر و هنرمند؟ آن هم استاد شجریان؟! آن هم در قیاس با سازمان منفوری همچون صدا و سیما؟ به کجا می رویم؟ چه بلایی سرمان آمده که اینچنین به این روز افتاده ایم؟!


هنوز هم قبرستانهایمان آباد می شود، هر روز بیش از پیش!

و باز سه اعدام دیگر، چقدر راحت این روزها از اعدام کشته شدن صحبت می کنیم، انگار نه انگار که این سه تن، تا همین روز گذشته جزیی از ما بودند، جان داشتند و نفس می کشیدند، اما چه شد؟
انقلاب ایران آمد، چون رژیم گذشته قبرستان ها را آباد کرده بود، چون ملت آزادی می خواستند، چون ملت حق اعتراض می خواستند، اما امروز قبرستانهای ما بیش از هر روز دیگر در تاریخ این کشور، و بیش از هر کشور دیگری در دنیا با جمعیتی برابر با ما، آباد شده است. چرا؟ آیا به راستی خون شهیدان انقلاب به هدر رفته است؟ آیا کسانی که مرتکب چنین فجایع و جنایاتی می شوند، خود مقصر اول به بیراهه کشیدن انقلاب نیستند؟!
توضیح اینکه مطابق اعلامیه عفو بین الملل، اعترافات این سه نفر زیر شکنجه انجام شده، حکم بدون حضور و اطلاع وکلا اجرا شده و در نهایت اینکه این سازمان اجرای حکم اعدام این سه تن را قویاً محکوم کرده و آنها را خلاف موازین قانونی و حقوق بشری دانسته است.

خبرنگاری که کارش دفاع از ارزشهاست!

سالها پیش و در سال 1380 وقتی هنوز دانشجوی تربیت مدرس بودم، در همان روز دفاع رساله دکتری سردار رحیم صفوی، خبرنگار صدا و سیما هم وارد دانشگاه شده بود و در خصوص موضوعی دیگر، جنگ و رسانه، با اساتید و دانشجویان گفتگو می کرد. خاطرم هست که خبرنگار صدا و سیما وارد اتاق یکی از اساتید فلسفه شده و از او درخواست یک مصاحبه کوتاه کرد. من هم به اتفاق چند دانشجوی دیگر از انجمن اسلامی شاهد ماجرا و این مصاحبه بودیم، آن روزها آمریکا تازه به افغانستان و طالبان و القاعده حمله کرده بود و بحث در خصوص این حمله نظامی همه جا فراگیر بود.
خبرنگار: جناب استاد، نظر شما در خصوص جنایات آمریکا در افغانستان چیست؟
آقای دکتر و استاد مورد نظر، به یکباره عصبانی شده و برافروخته رو به خبرنگار کرد گفت: مرد حسابی، از من سوال میپرسی یا خودت بیانیه سیاسی منتشر می کنی؟ تو که خودت بریدی و دوختی! تو باید از من در خصوص عملکرد و کارنامه آمریکا در افغانستان سوال کنی، نه اینکه خودت آن را محکوم کنی و از من فقط تاییدیه برای گفته های شعاری خودت بگیری...
و خبرنگار کمی تا قسمتی محترم، وسط گفته های استاد مکالمه را قطع کرده و هنوز صحبت های استاد تمام نشده بود، اتاق را ترک کرد!
غرض از نقل این خاطره، نحوه اطلاع رسانی و خبرپراکنی سیمای جمهوری اسلامی و مقایسه آن با شیوه کاری سایر رسانه های جهانی است. در این خصوص هنوز بحث بسیار است ...

سر بی کلاه ما ملت ایران...

خیلی ها در ایران که احتمالاً شخص مقام معظم رهبری هم جزء این گروه هستند، امید به پیروزی دموکراتها و بازگشت برجام دارند، اما مصاحبه روز گذشته جان کری شاید آب سردی باشد بر این امید:
جان کری، وزیر خارجه پیشین آمریکا تایید کرده که بخشی از پولی که جمهوری اسلامی ایران در چارچوب توافق هسته‌ای به دست آورد، احتمالا به گروه‌های تروریستی رسیده است!
یعنی اگر برجام هم داشتیم، پولهایمان روانه گروه های تروریستی شده، پس چه با برجام، چه بی برجام، سر ما ملت ایران بی کلاه است...


چرا اعتبارمان روز به روز کمتر می شود؟!

بر طبق گزارشی که یکشنبه ۱۸ شهریور در نشریه سارایوو تایمز منتشر شده است، تعداد ایرانیانی که با ویزای توریستی ابتدا با هواپیما خود را به صربستان رسانده و بعد به اروپا مهاجرت می کنند به طور بی سابقه‌ای افزایش یافته و بیش از 100 برابر شده است!
عده ای در ایران که همواره طلبکار و مطالبه گر هستند، بی اعتبار شدن پاسپورت ایرانی را به گردن دولت انداخته و شخص روحانی و شعارهای انتخاباتی اش را از این نظر سخره میگیرند. اما آیا تا چه میزان اعتبار پاسپورت به دولت روحانی مربوط است؟ مردمی که خسته از سرکوب و نقض حقوق بشر، حجاب اجباری، مشکلات اقتصادی و بیکاری و فقر فراگیر، تنها را نجات را فرار از کشور و میهن خود می بینند مقصر نیستند، دولت نیز خیلی مقصر نیست، چون سررشته تمامی سرکوبها و پوشش اجباری و گشت ارشاد و بالا رفتن از دیوار سفارت خانه ها و دادگاه های فرمایشی و پلیس ضد بشری و مرگ بر این کشور و آن کشور گفتن و عدم امکان ارتباط با کشورهای موثر در دنیا، به تمامی در جای دیگری است و دولت فقط نقش ماست مالی و زینت کردن و توجیه این موارد را دارد.
تا زمانی که دولت موازی، با قدرت سیاسی و مالی و نظامی بسیار قوی تر از دولت مستقر در کشور فعالیت دارد، نه باید امید بهبود اقتصاد و معشیت مردم را داشت، نه بهبود اعتبار پاسپورت، و نه حتی امید به زندگی!

۱۳۹۷ شهریور ۱۷, شنبه

من حرف آقای روحانی را باور می کنم، شما چطور؟

روحانی: "آمریکا هر روز برای مذاکره با ایران پیغام می‌فرستد."

چرا نباید این حرف آقای روحانی را باور کنیم؟ آمریکا تحت شدیدترین فشارهای تحریمی ایران است، اقتصادش رو به سقوط بوده و آمار بیکاری بخصوص در بین جوانان سر به عرش میزند، پول ملی آمریکا بخاطر دشمنی ایران با این کشور هر روز بیش از پیش ارزش خود را از دست می دهد و حاکمیت آمریکا دچار گسستگی شده و روزی نیست که از یکی از شهرهای آمریکا صدای اعتراضات مردمی بلند نشود. بدیهی است که دولتمردان این کشور هر روز مستقیم و غیر مستقیم چراغ سبز به ایران نشان داده و خواهان مذاکره و رفع سوء تفاهمات بین دو کشور می شوند. 
من حرف آقای روحانی را به طور کامل و دربست باور می کنم، شما چطور؟!