۱۴۰۱ شهریور ۲۸, دوشنبه

عزادارانی که اصلا مسلمان نیستند...

 آن کسانی که عامل مرگ مهسا هستند، کسانی که در پنهان نگه داشتن این ظلم نقش دارند، کسانی که از این ظلم حمایت می کنند، کسانی که عزاداران مهسا را سرکوب می کنند و به آنها شلیک می کنند، و کسانی که خود را عزادار اربعین می دانند و به این ظلم امروز راضیند، قطعا مسلمان نیستند و حتماً که اصلاً انسان نیستند.




۱۴۰۱ شهریور ۲۶, شنبه

مهسا هم رفت...

 بدون شرح



مهسا هم توجیه شد...

 او دیگر خطری ندارد، با حجاب شده، او الان حاضر است اعتراف کند، بر علیه خود، که عامل دست بیگانگان بوده، مهسا هم مثل دیگران توجیه شد ،و رفت...



عامل مرگ کیست؟

 ما مردم عادی هرگز نمی توانیم بد کسی را بخواهیم، هرگز آرزوی مرگ کسی را نمی کنیم، اما او شاید یک استثناء باشد، کسی که 40 سال ظلم و نابودی و مرگ و نیستی و فقر و فساد و نیستی را به مردم ایران تحمیل کرده، امروز اما روز تقاص است. او در بستر بیماری است. اما باید بماند، خدایا ،مهلتش ده، بگذار بماند و در درون قفس دادگاه مقابل قاضی قرار گیرد و این بار او سکوت کند و مردم حرف بزنند.




۱۴۰۱ شهریور ۲۵, جمعه

امروز روز موعود است...

 آرزوی حکومت گذر از این پیچ تاریخی است، اینکه کاش خشم مردم را کنترل کند، مردم خشمگین و عصبی از فقر و فساد فراگیر همراه با دستگاه کشتاری به نام پلیس و گشت ارشاد. مردمی که هم در مخارج و روزمرگی خود مانده اند، هم اندک آزادی خود را از دست داده اند، هم نقشی در تصمیم های کلان کشور ندارند، و البته امروز یک دختر خود، مهسا امینی را از دست داده اند؟ تصور می کنم که امروز دیگر هیچ ایرانی حال و حوصله نشستن نداشته باشد، همه باید بیرون باشیم، در خیابان، به حمایت از همدیگر، بر علیه حکومت، امروز هیچ سلبریتی حق حرف زدن ندارد. آنها ثابت کرده اند که نان خود را به نرخ روز می خورند و ادامه کارشان برایشان واجب تر است، که اگر نبود، باید کنار مردم باشند، باید دست از کار بکشند، فیلم ساختن ممنوع، موسیقی ممنوع، بازی ممنوع، کشتی ممنوع، فوتبال ممنوع، جام جهانی و اعتبار مسابقات ممنوع، ایران امروز زخم دارد. وظیفه ماست که ضحاک را به زیر بکشیم.



۱۴۰۱ شهریور ۱۴, دوشنبه

رهبری موروثی رسما کلید خورد...

 خبر سازی و انحراف افکار عمومی و به پیش بردن اهداف اصلی در غیاب تمرکز عامه جامعه ترفندی است که جمهوری اسلامی و شخص رهبر در بکار گیری آن استاد است. امروز هم، در حالی که جامعه به شدت در گیر فقر و فشار اقتصادی و اخبار عجیب برجامی است، به تدریج نام مجتبی خامنه ای از توبره بیرون می آید. در این راستا شاید یک خبر خوب مثل به نتیجه رسیدن برجام می تواند تکمیل کننده این پازل باشد.

آیا مردمی که وسایل خانه خود را برای تامین رهن و اجاره واحد مسکونی خود می فروشند و به حاشیه شهرها پناه می برند و پدیده هایی مثل پشت بام خوابی و اتوبوس خوابی و گورخوابی رواج پیدا کرده و هر روز در گوشه ای از شهر خبر خفت گیری و زور گیری و پیدا شدن یک نوزاد رها شده شنیده می شود و صدای شکسته شدن استخوان مردم در زیر این فشار اقتصادی به خوبی شنیده می شود، آمادگی اعتراض سیاسی فراگیر به رهبری یک شخصیت منفور را دارند؟ و اگر مردم خسته و نا امید و مایوس، سرخوش از خبر خوش برجامی شوند به رقص و پایکوبی خواهند پرداخت یا به اعتراضات خطرناک سیاسی در خیابان؟



از کجا به کجا رسیدیم؟

 

از شعار ساخت یک میلیون واحد مسکونی در سال و تاکید بر اینکه "این شدنی است" در شعارهای انتخاباتی ابراهیم رئیسی، امروز رسیده ام به اینکه ما زمین می دهیم و خودتان بسیازید. عجیب نیست اگر در آینده بگویند که تامین زمین و ساخت مسکن از خودتان و  ما بیل و کلنگ و فرغون را تامین می کنیم!