۱۴۰۴ آذر ۳۰, یکشنبه

خرسهایی که رئیس جمهور را خورندند...

 تقریبا برای اکثریت مردم ایران که جنس و ذات حکومت جمهوری اسلامی را خیلی خوب می شناسند و ثابت شده که هر چه که می گوید باید به دیده تردید به آن نگریست، موضوع کشته شدن ابراهیم رئیسی نیز با توجه به تمایل حکومت مبنی بر اینکه آن را یک "حادثه"  جا بزند کاملا مشخص بود که این هم یک دروغ است. اینکه یک دسته ابر متراکم باعث سقوط هلیکوپتر وسط از میان چندین هلیکوپتر دیگر شود و درست همانی که حامل رئیس جمهور و چندین مقام بلند پایه دیگر باشد، کمتر کمسی آن را باور می کند. اما پیام اسراییل چه بود؟ واضح است، اینکه اگر بخواهید ادامه دهید، ما هم ادامه خواهیم داد، و ادامه ترور رئیس جمهور چه کسی می تواند باشد؟ بدیهی است که آن شخص از بیم جان خود باید بلرزد. اما چرا خامنه ای و به عنوان هدف این پیام سعی کرد که آن را نادیده بگیرد و موضوع را به یک حادثه ساده تقلیل داد؟ باز هم ساده است، اگر این کار را نکند چه کند؟ آیا توان و یارای پاسخگویی دارد؟ آیا می تواند سران اسراییل را تهدید کند؟ آیا در حالی که تمام دست های نیابتی اش یا قطع شده و یا به شدت آسیب دیده، تاوان جنگ با اسراییل را دارد؟ پاسخ واضح است، پس چاره ای ندارد جز نادیده گرفتن و به اصطلاح چاره ای ندارد جز آنکه به سبیل مبارک بکشد و سر پایین بیاندازد و دم نزدند.

نکته طنز اینکه روز شمار نابودی اسراییل همچنان در تهران فعال است و هر روز به موعد وعده داده شده سید علی نزدیک می شویم، وعده ای که به طور عیان شده است شیشه عمر خود جمهوری اسلامی و سید علی، و البته فرشته خشم مردم ایران به احتمال بسیار زیاد و حتی قطع به یقین بسیار زودتر از آن روز به حساب حکومت اسلامی رسیدگی خواهد کرد.

 

#مرگ_نزدیک_سیدعلی #مرگ_بر_جمهوری_اسلامی 



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر